Slideshow سکس ریدن


او در اتاق انتظار تنها نشسته بود و به آلبوم عکسهای قدیمی خیره شده بود و در رویاهایش غرق شده بود خاطرات گذشته وقتی به خود آمد دید که یک نفر در کنار او ایستاده است و لبخند میزند و قلبش به شدت شروع به تپیدن کرد غریبه خندان آن غریبه همانند رویاهایش بود و همانند همان دختری که همیشه آرزویش را در سر می پروراند دختر رویاها او لبخند زد و به آرامی دستش را گرفت و او را به سمت دنیای خود کشاند لحظه شیرین در اتاق نور ملایمی می درخشید و سایه ها رقص کنان عاشقانه ای را شروع کردند سکس ریدن او به آرامی او را به تخت خواب رساند و با بوسه های داغ و نفس گیر شروع به لمس بدنش کرد بوسه های داغ حرکات او ماهرانه و پرشور بود و هر لمس او جادویی برانگیخته می کرد جادوی لمس لباسهایش به آرامی کنار رفت و بدنی زیبا و خواستنی در مقابلش نمایان شد بدن عریان او با حرارت و اشتیاق وارد دنیای جنسی او شد و هر دو در میان شعله های آتش شهوت سوختند لذت بی پایان نفسهایشان در هم آمیخته میشد و فضای اتاق پر از صدای ناله و لذت شد هم آغوشی او بدن او را به آرامی لمس می کرد و او را به اوج لذت میرساند لمس شهوت آنها در حالتی از جنون و شهوت بودند و لحظه ای از یکدیگر جدا نمیشدند یگانگی دو جسم او با بوسه های داغ و نفس گیرش او را به دنیای جدیدی از لذت میبرد تجربه جدید او آهسته آهسته وارد دنیای او شد و تمام وجودش را پر از لذت کرد پر از لذت او را در آغوش خود گرفته و با عشق او را به اوج آسمان می رساند اوج آسمان تمام بدنشان با عرق و شهوت پوشیده شده بود و از این لحظه لذت میبردند لذت بی حد با هر حرکت بدنشان به هم می چسبید و صدای لذت بخش آنها در اتاق میپیچید ناله های لذت او با لبهایش سینه های او را میمکید و او را به سوی دیوانگی می کشاند دیوانگی عشق هر دو در دنیایی از لذت و عشق غرق شده بودند و زمان را از یاد برده بودند فراموشی زمان آنها در آغوش یکدیگر خوابیدند و رویاهای شیرین را در سر پروراندند آغوش گرم
1   54 minutes ago