صبح زود بیدار شدم و بدنم نیاز به لمس داشت.
همسرم کنارم بود با چشمانش مرا میخواست.
کم کم هوس زیاد شد و هیچ چیز نمیتوانست ما را متوقف کند.
هر لمس دیوانه کننده بود.
بدن هایمان گره خورد و در هم آمیختیم.
لحظات اوج از راه رسید و هر دو به اوج رسیدیم.
سپس آرام گرفتیم در آغوش هم.